.comment-link {margin-left:.6em;}

سکوت سنگين

Friday, March 23, 2007

برداشت کاريکاتوری از کتاب مصور


خب طبعا اولين سوالی که بعد از ديدن فيلم «۳۰۰» از آدم می‌شود اين است که «ضد ايرانی بود؟» و چقدر سخت است که بخواهی فکر کنی که آیا چنين خزعبلی اصلا قصد داشته پيام نژادپرستانه‌ای هم بدهد يا خير. می‌گويند «مشک آن است که خود ببويد نه آن‌که عطار بگويد» و احتمالا برعکس آن‌هم صادق است و شايد بايد هرکس خودش برود اين تحفه نطنز را ببيند تا راجع‌بهش قضاوت کند. ولی بهرحال احساس دلسوزی راقم اين سطور برای توی خواننده بينواست که باعث می‌شود بگويد «افتضاح»!
تنها چيزی که از ايده مقاومت ۳۰۰ سرباز در برابر لشکر يک ميلیونی مسخره‌تر است پياده‌سازی اين ايده است. کل فيلم در اين خلاصه شده که لشکر يک ميليونی ايرانی گروه گروه مثل گوشت قربانی جلوی ۳۰۰ قهرمان اسپارتان صف می‌کشند تا سلاخی شوند. غير از جلای تصويری جذاب (که در بهترين حالت هم حتی به «سين سيتی» اقتباس ديگر از کتاب‌های «فرانک ميلر» نمی‌رسد و پس از نيم ساعت يکنواخت می‌شود) فيلم هيچی برای ارايه ندارد: قصه، شخصيت‌پردازی، نوآوری سينمايی، ديالوگ ...
می‌گويند اين فيلم استعاره‌ای تمثيلی از اوضاع دنيای فعلی است. بابا جمع کنيد اين مزخرفات را. دیگر الان طوری شده که هر فيلم که درش يک سری صف‌بندی خوبها و بدها وجود داشته باشد می‌گويند جنبه‌هايی از اوضاع سياسی روز دنيا در آن ديده می‌شود و برای عناصر بعضا بی‌معنی آن مابه‌ازای خارجی پيدا می‌کنند. با اينکه ايرانی‌های فيلم کلا هيولا و همجنس‌باز و احمق و خيلی چيزهای ديگر بودند ولی نمی‌توانم واقعا فکر کنم کسی آنقدر اين فيلم را جدی بگيرد که ديدی منفی به تمدن ايرانی پيدا کند و اگر واقعا يکی اينقدر اوضاع سلول‌های مغزی‌اش درام باشد که تصاوير «۳۰۰» را باور کند همان بهتر که باور کند! بعضی‌ها هم می‌گويند ممکن است کسی اين‌ها را قبول نکند ولی درناخودآگاه ذهنش نقش می‌بندد و به تدريج ديدی منفی پيدا می‌کند! بابا اصلا سر اين فيلم مخ و ناخوداگاه و خودآگاه و فرويد و لاکان کلا تعطيله!!
در پايان فقط افسوسی باقی می‌ماند که اثری اينچنينی بين مخاطبان عام طرفدار پيدا می‌کند و بعد از دو هفته همچنان در صدر فروش باقی می‌ماند. اثری که در آن به قدرت بازو اصالت داده می‌شود و سياستمداران فيلمش همگی حقه‌باز و ترسو و زناکار هستند و شخصيت اولش گردن‌کلفتی است که مغزش اندازه اورنی‌تورنگ هم نمی‌کشد. به قول يک نفر اين فيلم‌ها همچون مدفوع سرخ‌شده‌ای هستند که در ظرفی زراندود و با شرابی اعلا سرو شوند.

2 Comments:

At 7:37 AM, Anonymous roozbeh said...

az hame maskhare tar ham ine ke too namaaz jomeye Tehran raaje be in film khotbe migan =))

 
At 7:38 AM, Anonymous Farshad said...

LOL jeddi ?!?!

inja to englis bachehaye irani ageh yeki azashoon beporse wer r u from migan persian , alan digeh ehsase khobi nadaran begna persian .lol
man ke az aval migfotam Iranian !!

Agha i like this website , keep up the good work

 

Post a Comment

Links

Create a Link

<< Home